ياس كبود
مه 4, 2011 at 6:31 ق.ظ. ۱ دیدگاه
تن مجروح مادری که تو عمق خوابه
خوشی بچه ها و مادر عین سرابه
دلا لبریز التهابه و زمین و آسمون در اضطرابه
بیان بیان تشییع جنازه ثوابه
یه صدای ضعیفی که به گوش عالم میرسه
صدای قطره های آبه
یه نفر گرم غسل بانوی عالمینه تنهای تنها
میخونه روضه زهرا
میخونه روضه زیر لبها
عیبی نداره ما هم خدایی داریم

الا بذکر الله تطمئن القلوب
خورشید امید ما شده همرنگ غروب
سلام بابا بی جوابه
روی دستاش جای طنابه
دلا از غم کبابه
عیبی نداره ما هم خدایی داریم
ورودی دستهبندی شده در: افاضات خانمه. برچسبها: .



1.
نهال | سپتامبر 3, 2011 در 2:30 ب.ظ.
دلم برات تنگ شده…